|
آری...یکی بود... که تمام زندگییم بود...
صدای قلبم
|
توکوچه های خاکی وپرازبرف راه میرم سوزمیاد، ازبینیم وچشام اب سرازیره ،اشک امانموبریده،دلم میخواد دادبزنم اما احساس میکنم تارهای صوتیم به هنجرم چسبیده،تبعیدگاهه نه سفره یه لقمه نون، رسواشدم همه باشک نگام میکنن ،خانم فلانی گفت:خبریه.... انشاالله این یکی خوب باشه همچین بهش نگاهه خشمگین کردم که ترسید خودشو جموجورکرد،اما تودلم گفتم:این یکی خوبه؟این یکی ، ماهه، عشقه، فرشتس، تکه، ملوسه، همه چیش، نامبر وانهههه،من چی؟؟؟نامبر زیروم
دوست ندارم بین من وتو هیچ حایلی باشد به چشمی که مدام باز و بسته میشه نمیشه اطمینان کرد گوینداینان مگسانند گرد شیرینیاگه با چشات عاشق شدی پاورقی:نمیدونم ازدوریه تو است یا سرمای اینجا اما تب کردم.هر نیست تقصیر توست دل ماله تو ، امشب خیال خود به خوابم فرست ،ازخیالت وفا طلب می کنم گل من ناهار:نون
و یه غذای محلی که بهش میگن خورشت ماست ،من که خوشم نیامد مثل مایه تچینه
بدونه پلو میخورن،من بیشتر از4لقمه نخوردم اگرم خوشمزه هم بود
نمیتونستم،اخه بی روخه دوست من چگونه کوفت کنم.چه سود از ان جمال دورم حال
برام سفره هزار رنگ میگسترن،چشمانم پیه اوست شام:شیربا عسل چون گلوم باد کرده اییییین هوا اما اصلا شیرین نبود دوریه تو عسلم برام تلخ کرده ،درمانم تویی بیست و نهم مین روز!!!!!!!!!!!!!!!!!!خدایا کمک کن دارم میپکم [ چهارشنبه 28 دی1390 ] [ 17 ] [ دختر تنها ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |